ابو القاسم راز شيرازى

635

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

كدورت دل ، و صفات ذميمه و اخلاق حميده ، و حجب دنيويّه و اخرويّه ، و آثار شيطانيّه و نفسانيّه و رحمانيّه ، و معانى و حقايق ديگر كه احصا نتوان نمود ، و سالك در بدايت ، هيچ يك را نشناسد ؛ پس محتاج است به صاحب ولايت و معلّمى الهى كه عالم به تأويلات واقعات نفسانيّه و قلبيّه و روحانيّه و سرّيّه باشد ؛ چنان‌كه حضرت « يوسف » - على نبيّنا و آله و عليه السّلام - را بود كه گفت : رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ « 71 » ، تا تواند بيان كشف واقعات سالك را نمايد و او را از بلندى و پستى راه و ترقّى و تنزّل او آگاه سازد ، تا از اشارات و معارف ، محروم نماند و معرفت مقامات ، حاصل نمايد و به كمال رسد . وجه نهم آنكه : اگر سالك خواهد به قوّت قدم خويش در راه حقّ - جلّ و علا - سير نمايد ، به عمرى مسافت بعيدهء اين راه ، بلكه يك مقام از مقامات طريق را طىّ نتواند نمود ؛ زيرا كه در بدايت ، روش او از روش موران ضعيف‌تر باشد ؛ چنان‌كه مورى ، روزى يك ميدان قطع نتواند كرد و اگر به لباس سوارى چسبد ، روزى بيست فرسنگ طىّ نمايد ، علاوه بر آنكه قطع تمام راه حقيقت ، به سيران نشود بلكه طيران خواهد ؛ و سالك در بدايت ، چون بيضه است و به مقام مرغى نرسيده كه تواند طيران در راه حقّ تعالى نمايد و مىبايد چون بيضه ، اوّل در زير پر صاحب ولايتى درآيد ، تا به تصرّف حرارت و ولايت او ، بتدريج به مقام مرغى رسد و صاحب طيران گردد و در عقب او طيران نمايد و به عوالمى رسد كه در حالت بيضه بودن نتواند رسيد : سبحان اللّه مالك الملك ! كسى قدر صاحبان ولايت را نداند و شكر احسان ايشان را به هزار زبان نتواند مگر آنكه

--> ( 71 ) - پروردگارا ! از پادشاهى بهره‌مندم ساختى و از علم تعبير خواب تعليمم فرمودى : سورهء 12 آيهء 101